بديع الزمان فروزانفر
195
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
است كه حقيقتى ندارد و پايدار نمىماند . جع : شرح ولى محمد اكبر آبادى ، چاپ لكناهو ، ج 1 ، ص 28 . و بىگمان اين مثل تقرير و تصوير جذاب و دل كشى است ازين بيت كه حضرت امام حسن بن على عليه السلام بدان بسيار تمثل مىجسته است : يا اهل لذات دنيا لا بقاء لها * ان اغترارا بظل زائل حمق جع : احياء علوم الدين ، چاپ مصر ، ج 3 ، ص 148 كه شواهد ديگر هم آن جا مىتوان ديد . سايهى يزدان چو باشد دايهاش * وارهاند از خيال و سايهاش سايهى يزدان بود بندهى خدا * مرده او زين عالم و زندهى خدا سايهى يزدان : مرد كامل فانى در حق مانند سايه كه از خود وجود ندارد و حركت او تابع حركت آفتاب است ، ولى كامل از آن جهت كه متصل به حق است و ميان او و حق فاصله نيست چنان كه ميان سايه و آفتاب فقط خطى موهوم فاصل است و آن جدايى ميان ولى و حق ، زادهى اوهام است ، ظل الاله هو الانسان الكامل المتحقق بالحضرة الذاتية . كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : ظل الاله . دايه : زنى كه طفل را بشير خود پرورد ، در بشرويه او را « شيرا » و « شير آور » مىگويند و دايه را مرادف ماما و قابله استعمال مىكنند . سايه : روشنايى كه از مقابلهى مضيئى و چيزى روشنى بخش با شىء ديگر حاصل شود ، انعكاس جسمى كه مقابل آفتاب قرار گيرد در جهت مخالف نور ، عالم به اعتبار آن كه هستى آن از حق است مانند هستى سايه از آفتاب يا از آن جهت كه عدم محض است مثل سايه كه عدم نور است ، خيال در تعبير مولانا . مرد كامل مريد را بعلم و معرفت پرورش مىدهد و بتدريج از عالم حس